عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
304
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
" گفت سلطان ملك آن از نفس زاد * ريع تقصيرست و دخل اجتهاد . . . بل قضا حق است و جهد بنده حق * هين مباش اعور چو ابليس خلق " « 1 » زهد اندر كاشتن كوشيدن است * معرفت آن كشت را روييدن است پس چو تن باشد جهاد و اعتقاد * جان اين كشتن نبات است و حصاد " « 2 » تمام اين سخنان و بالاخره زندگانى شخصى وى بينش سازندهاش را آشكارا نشان مىدهد .
--> ( 1 ) مثنوى ، ششم . ص 294 ، ب 403 ، 407 . ( 2 ) همان ، ششم ، ص 392 ، ب 93 - 2092 .